خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه/ ترجمه مکارم

۰۲ اسفند ۱۴۰۴
عظمة اللّه تعالى 
عظمت پروردگار
وَ اِنْقَادَتْ لَهُ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةُ بِأَزِمَّتِهَا 
دنيا و آخرت زمامهاى خود را به او سپرده و منقاد اويند
وَ قَذَفَتْ إِلَيْهِ اَلسَّمَاوَاتُ وَ اَلْأَرَضُونَ مَقَالِيدَهَا 
و آسمانها و زمينها كليدهاى خويش را بدست قدرت وى داده‌اند
وَ سَجَدَتْ لَهُ بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصَالِ اَلْأَشْجَارُ اَلنَّاضِرَةُ 
صبحگاهان و شامگاهان، درختان سرسبز در برابرش سجده ميكنند
وَ قَدَحَتْ لَهُ مِنْ قُضْبَانِهَا اَلنِّيرَانَ اَلْمُضِيئَةَ 
و از شاخه‌هاى آنها بفرمانش آتش شعله‌ور شده
وَ آتَتْ أُكُلَهَا بِكَلِمَاتِهِ اَلثِّمَارُ اَلْيَانِعَةُ 
و بفرمان او ميوه‌هاى رسيده را (به انسانها) تقديم ميكنند
القرآن منها وَ كِتَابُ اَللَّهِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ 
قسمت ديگرى از اين خطبه در باره قرآن كتاب خداوند در ميان شما
نَاطِقٌ لاَ يَعْيَا لِسَانُهُ 
سخنگويى است كه هيچگاه زبانش از حق گوئى خسته نمى‌شود
وَ بَيْتٌ لاَ تُهْدَمُ أَرْكَانُهُ 
و خانه‌اى است كه پايه‌هايش هرگز فرو نمى‌ريزد
وَ عِزٌّ لاَ تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ 
و نيرومندى است كه يارانش شكست نمى‌خورند
رسول اللّه منها أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ 
قسمت ديگر در باره رسول خدا (ص) او را پس از يك دوران فترت بعد از پيامبران گذشته فرستاد
وَ تَنَازُعٍ مِنَ اَلْأَلْسُنِ 
بهنگامى كه در ميان مذاهب مختلف نزاع در گرفته بود
فَقَفَّى بِهِ اَلرُّسُلَ وَ خَتَمَ بِهِ اَلْوَحْيَ 
او را بدنبال آنان فرستاد و وحى را به او ختم كرد
فَجَاهَدَ فِي اَللَّهِ اَلْمُدْبِرِينَ عَنْهُ وَ اَلْعَادِلِينَ بِهِ 
(259) او هم با كسانى كه به حق پشت كرده و از آن روى برتافته بودند به جهاد پرداخت
الدنيا منها وَ إِنَّمَا اَلدُّنْيَا مُنْتَهَى بَصَرِ اَلْأَعْمَى لاَ يُبْصِرُ مِمَّا وَرَاءَهَا شَيْئاً 
و نيز قسمت ديگر از اين خطبه در باره دنيا دنيا منتهاى ديد كوردلان است كه در ماوراى آن چيزى نمى‌بينند
وَ اَلْبَصِيرُ يَنْفُذُهَا بَصَرُهُ وَ يَعْلَمُ أَنَّ اَلدَّارَ وَرَاءَهَا 
اما شخص بصير ديدش در آن نفوذ ميكند و از آن مى‌گذرد و ميداند كه سراى جاويدان در وراى آن است
فَالْبَصِيرُ مِنْهَا شَاخِصٌ 
بنا بر اين شخص بصير در دنيا آماده كوچ است
وَ اَلْأَعْمَى إِلَيْهَا شَاخِصٌ 
و كور دل چشمش را بآن دوخته
وَ اَلْبَصِيرُ مِنْهَا مُتَزَوِّدٌ 
بينايان از آن زاد و توشه بر مى‌گيرند
وَ اَلْأَعْمَى لَهَا مُتَزَوِّدٌ 
و نابينايان براى آن زاد و توشه مى‌اندوزند
عظة الناس منها وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ وَ يَكَادُ صَاحِبُهُ يَشْبَعُ مِنْهُ وَ يَمَلُّهُ إِلاَّ اَلْحَيَاةَ فَإِنَّهُ لاَ يَجِدُ فِي اَلْمَوْتِ رَاحَةً 
قسمت ديگر اندرز بمردم آگاه باشيد در دنيا چيزى نيست مگر اين كه صاحبش بزودى از آن سير و ملول مى‌شود، جز حيات و زندگى كه انسان در فقدان آن راحتى احساس نمى‌كند
وَ إِنَّمَا ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ اَلْحِكْمَةِ اَلَّتِي هِيَ حَيَاةٌ لِلْقَلْبِ اَلْمَيِّتِ 
و اين همانند حكمت و دانش است كه حيات قلبهاى مرده محسوب مى‌شود
وَ بَصَرٌ لِلْعَيْنِ اَلْعَمْيَاءِ 
و بينائى براى چشمهاى نابينا است
وَ سَمْعٌ لِلْأُذُنِ اَلصَّمَّاءِ 
و شنوائى براى گوش‌هاى ناشنوا
وَ رِيٌّ لِلظَّمْآنِ 
و براى تشنه‌گان آبى است گوارا
وَ فِيهَا اَلْغِنَى كُلُّهُ وَ اَلسَّلاَمَةُ 
در آن همه سلامت و بى‌نيازى است
كِتَابُ اَللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ وَ تَنْطِقُونَ بِهِ وَ تَسْمَعُونَ بِهِ 
اين كتاب خدا است كه با آن مى‌توانيد حقايق را ببينيد و با آن سخن گوئيد و بوسيله آن بشنويد
وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ 
بعضى از آن از بعضى ديگر سخن مى‌گويد
وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ 
و برخى گواه برخى ديگر است
وَ لاَ يَخْتَلِفُ فِي اَللَّهِ 
در باره خدا سخنى به خلاف نگفته
وَ لاَ يُخَالِفُ بِصَاحِبِهِ عَنِ اَللَّهِ 
و كسى كه با آن مصاحبت كند وى را از خدا جدا نمى‌سازد
قَدِ اِصْطَلَحْتُمْ عَلَى اَلْغِلِّ فِيمَا بَيْنَكُمْ 
(گويا) ميان خود توافق بر خيانت و كينه ورزى نموده‌ايد
وَ نَبَتَ اَلْمَرْعَى عَلَى دِمَنِكُمْ 
و همچون مزبله‌اى كه گياه بر آن مى‌رويد آثارش در ميان شما ظاهر شده
وَ تَصَافَيْتُمْ عَلَى حُبِّ اَلْآمَالِ 
در دوستى و دلبستگى به آرزوها با هم متفق شده‌ايد
وَ تَعَادَيْتُمْ فِي كَسْبِ اَلْأَمْوَالِ 
و در كسب ثروت به دشمنى پرداخته‌ايد
لَقَدِ اِسْتَهَامَ بِكُمُ اَلْخَبِيثُ وَ تَاهَ بِكُمُ اَلْغُرُورُ 
شيطان شما را در سرگردانى انداخته و غرور براى شما هلاكت ببار آورده
وَ اَللَّهُ اَلْمُسْتَعَانُ عَلَى نَفْسِي وَ أَنْفُسِكُمْ 
خداى را براى خود و براى شما بيارى مى‌طلبم

ترجمه های خطبه ۱۳۲ نهج البلاغه

ترجمه های خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه

ترجمه های خطبه ۱۶۷ نهج البلاغه