خطبه ۱۳۲ نهج البلاغه/ ترجمه فیض الاسلام

۰۲ اسفند ۱۴۰۴
حمد اللّه نَحْمَدُهُ عَلَى مَا أَخَذَ وَ أَعْطَى 
(1) سپاس مى‌گزاريم خدا را بر آنچه گرفت و آنچه داد
وَ عَلَى مَا أَبْلَى وَ اِبْتَلَى 
و آنچه احسان نمود و آنچه آزمايش فرمود (چون هر چه خدا بخواهد طبق حكمت و مصلحت بوده و آن نعمت است، بنا بر اين در هر حال بايد شكر و سپاس او را بجا آورد)
اَلْبَاطِنُ لِكُلِّ خَفِيَّةٍ 
(2) او است بهر نهانى آگاه
وَ اَلْحَاضِرُ لِكُلِّ سَرِيرَةٍ 
و بهر سرّ و انديشه‌اى بينا
اَلْعَالِمُ بِمَا تُكِنُّ اَلصُّدُورُ وَ مَا تَخُونُ اَلْعُيُونُ 
و بآنچه كه در سينه‌ها پنهان و بآنچه كه چشمها دزدانه نگاه ميكند دانا (بجزء و كلّ و آشكار و نهان احاطه دارد)
وَ نَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ غَيْرُهُ 
(3) و گواهى مى‌دهيم كه خدائى جز او نيست
وَ أَنَّ مُحَمَّداً نَجِيبُهُ وَ بَعِيثُهُ 
و محمّد - صلّى اللّٰه عليه و آله - برگزيده و مبعوث از طرف او است
شَهَادَةً يُوَافِقُ فِيهَا اَلسِّرُّ اَلْإِعْلاَنَ وَ اَلْقَلْبُ اَللِّسَانَ 
چنان گواهى كه نهان با آشكار و دل با زبان موافقت دارد (نه به زبان گفته و در دل باور نداشته باشيم )
عظة الناس و منها فَإِنَّهُ وَ اَللَّهِ اَلْجِدُّ لاَ اَللَّعِبُ 
قسمتى از اين خطبه است (در بيوفائى دنيا و وصيّت بتقوى و پرهيزكارى): (4) سوگند بخدا مطلب بسيار مهمّى است، حقيقت است و درست نه بازى و شوخى
وَ اَلْحَقُّ لاَ اَلْكَذِبُ 
و راست است نه دروغ
وَ مَا هُوَ إِلاَّ اَلْمَوْتُ أَسْمَعَ دَاعِيهِ وَ أَعْجَلَ حَادِيهِ 
و نيست اين مطلب مهمّ مگر مرگ كه هر كه را خواند شنوانيد، و هر كه را راند با شتاب است
فَلاَ يَغُرَّنَّكَ سَوَادُ اَلنَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ 
(5) پس بسيارى مردم (و دارائى و رياست و زيور ايشان) ترا فريب ندهد
وَ قَدْ رَأَيْتَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِمَّنْ جَمَعَ اَلْمَالَ وَ حَذِرَ اَلْإِقْلاَلَ وَ أَمِنَ اَلْعَوَاقِبَ طُولَ أَمَلٍ وَ اِسْتِبْعَادَ أَجَلٍ كَيْفَ نَزَلَ بِهِ اَلْمَوْتُ فَأَزْعَجَهُ عَنْ وَطَنِهِ 
كه ديده‌اى كسيرا كه پيش از تو بوده و دارائى گرد آورده و از فقر و درويشى دورى مى‌جسته و با داشتن آرزوى دراز از عواقب امر مطمئنّ بوده و بسر رسيدن عمر را بعيد مى‌دانسته، چگونه مرگ او را رسيده و از وطنش ربوده
وَ أَخَذَهُ مِنْ مَأْمَنِهِ 
و از آسايشگاهش خارج نموده
مَحْمُولاً عَلَى أَعْوَادِ اَلْمَنَايَا يَتَعَاطَى بِهِ اَلرِّجَالُ اَلرِّجَالَ 
بر چوبهاى مرگ (تابوت) حمل شده و مردم او را از دست هم مى‌گرفتند
حَمْلاً عَلَى اَلْمَنَاكِبِ وَ إِمْسَاكاً بِالْأَنَامِلِ 
و بر دوشها نهاده و با انگشتها نگاه مى‌داشتند
أَ مَا رَأَيْتُمُ اَلَّذِينَ يَأْمُلُونَ بَعِيداً 
(6) آيا نديديد كسانى را كه آرزوى فراوان داشتند
وَ يَبْنُونَ مَشِيداً 
و بناى استوار مى‌ساختند
وَ يَجْمَعُونَ كَثِيراً 
و دارائى بسيار گرد مى‌آوردند
كَيْفَ أَصْبَحَتْ بُيُوتُهُمْ قُبُوراً 
چگونه بسر بردند در خانه‌هاى گور
وَ مَا جَمَعُوا بُوراً 
و آنچه گرد آوردند تباه و اموالشان نصيب ارث برنده‌ها شد
وَ صَارَتْ أَمْوَالُهُمْ لِلْوَارِثِينَ 
وَ أَزْوَاجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرِينَ 
و زنهاشان همسر ديگران گرديدند
لاَ فِي حَسَنَةٍ يَزِيدُونَ 
نمى‌توانند بكار نيكو (عبادت و بندگى) بيفزايد
وَ لاَ مِنْ سَيِّئَةٍ يَسْتَعْتِبُونَ 
و نه از بدى (گناهى كه مرتكب شده‌اند) معذرت خواسته رضاء و خوشنودى طلبند (چون بعد از مردن توبه و بازگشت پذيرفته نيست)
فَمَنْ أَشْعَرَ اَلتَّقْوَى قَلْبَهُ بَرَّزَ مَهَلُهُ 
(7) پس كسيكه تقوى و پرهيزكارى را شعار قلبش قرار داد در خير و نيكوئى از ديگرى پيشى گرفت
وَ فَازَ عَمَلُهُ 
و كردارش رستگار گرديد
فَاهْتَبِلُوا هَبَلَهَا 
غنيمت دانيد بهره‌هاى تقوى و پرهيزكارى را
وَ اِعْمَلُوا لِلْجَنَّةِ عَمَلَهَا 
و كار كنيد براى بهشت كارى كه آنرا نصيبتان سازد
فَإِنَّ اَلدُّنْيَا لَمْ تُخْلَقْ لَكُمْ دَارَ مُقَامٍ 
(8) زيرا دنيا براى اقامت و باقى ماندن شما خلق نشده
بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا اَلْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ اَلْقَرَارِ 
بلكه گذرگاه است تا از آن راه توشه برداريد اعمال را براى قرارگاه هميشگى (آخرت)
فَكُونُوا مِنْهَا عَلَى أَوْفَازٍ 
پس (براى كوچ كردن) از آن شتاب كننده باشيد (زيرا سستى در آن موجب غفلت و باز ماندن از مقصد است)
وَ قَرِّبُوا اَلظُّهُورَ لِلزِّيَالِ 
و براى مفارقت مركبها را آماده گردانيد (بدستور خدا و رسول رفتار نمائيد تا رستگار شده براى رفتن حاضر باشيد)

ترجمه های خطبه ۱۳۲ نهج البلاغه

ترجمه های خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه

ترجمه های خطبه ۱۶۷ نهج البلاغه