خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه/ ترجمه فقیهی

۰۲ اسفند ۱۴۰۴
عظمة اللّه تعالى 
وَ اِنْقَادَتْ لَهُ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةُ بِأَزِمَّتِهَا 
(20) 131 قسمتى از يكى از خطبه‌هاى امير المؤمنين عليه السّلام است: دنيا و آخرت، منقاد و فرمانبر خدا هستند و زمام آنها در دست قدرت اوست
وَ قَذَفَتْ إِلَيْهِ اَلسَّمَاوَاتُ وَ اَلْأَرَضُونَ مَقَالِيدَهَا 
(1) و آسمانها و زمينها، كليدهاى خود را به سوى او افكندند (2) (قدرت او به همه آنها احاطه دارد
وَ سَجَدَتْ لَهُ بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصَالِ اَلْأَشْجَارُ اَلنَّاضِرَةُ 
در هر بامدادان و شامگاهان، درختان سبز و خرّم در برابر او سجده مى‌كنند
وَ قَدَحَتْ لَهُ مِنْ قُضْبَانِهَا اَلنِّيرَانَ اَلْمُضِيئَةَ 
(3) و به ارادۀ او از شاخه‌هاى تر و تازۀ خويش، آتشى روشنايى دهنده بر مى‌افروزند
وَ آتَتْ أُكُلَهَا بِكَلِمَاتِهِ اَلثِّمَارُ اَلْيَانِعَةُ 
(4) و با اراده و امر او، خوردنيهاى خود يعنى ميوه‌هاى رسيده و پخته را مى‌آورند (5) (و در اختيار مخلوقات خدا قرار مى‌دهند
القرآن منها وَ كِتَابُ اَللَّهِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ 
از همين خطبه است: كتاب خدا در ميان شماست
نَاطِقٌ لاَ يَعْيَا لِسَانُهُ 
و آن كتاب، ناطقى است كه زبانش لكنت نمى‌خورد و خسته نمى‌شود
وَ بَيْتٌ لاَ تُهْدَمُ أَرْكَانُهُ 
(6) و سرايى است كه ستونهاى آن فرو نمى‌ريزد
وَ عِزٌّ لاَ تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ 
(7) و داراى عزت و قدرتى است كه به يارانش گريز راه نمى‌يابد (8) (زيرا پشتيبان محكمى همچون قرآن دارند
رسول اللّه منها أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ 
از همين خطبه است: خداوند پيامبر اسلام را هنگامى فرستاد كه دوره فترت در ارسال پيامبران بود، (و از سالهاى قبل، پيامبرى مبعوث نشده بود و هر گروهى معبودى داشت و از عقيده و رأيى پيروى مى‌كرد
وَ تَنَازُعٍ مِنَ اَلْأَلْسُنِ 
و همه با يكديگر دربارۀ معتقدات خود، به نزاع و اختلاف برخاسته بودند
فَقَفَّى بِهِ اَلرُّسُلَ وَ خَتَمَ بِهِ اَلْوَحْيَ 
(9) پس با فرستادن او به ارسال پيامبران پايان بخشيد و وحى خود را به او خاتمه داد (10) (كه ديگر نه كسى به پيغمبرى مبعوث مى‌گردد و نه به كسى وحى مى‌شود
فَجَاهَدَ فِي اَللَّهِ اَلْمُدْبِرِينَ عَنْهُ وَ اَلْعَادِلِينَ بِهِ 
پس پيغمبر خاتم (ص) در راه خدا، بارو گردانندگان از حقّ و كسانى كه براى خدا عديل و نظيرى قرار مى‌دادند، به جهاد برخاست
الدنيا منها وَ إِنَّمَا اَلدُّنْيَا مُنْتَهَى بَصَرِ اَلْأَعْمَى لاَ يُبْصِرُ مِمَّا وَرَاءَهَا شَيْئاً 
(11) از همين خطبه است: همانا دنيا نهايت ديد افراد بى بصيرت است كه چشمانشان از ديدن حقايق نابيناست، (12) آنها فقط دنيا را مى‌بينند و ماوراى آن چيز ديگرى (يعنى مرگ و آخرت) را نمى‌بينند
وَ اَلْبَصِيرُ يَنْفُذُهَا بَصَرُهُ وَ يَعْلَمُ أَنَّ اَلدَّارَ وَرَاءَهَا 
(13) امّا مردمان با بصيرت و بينا دل چشمان خود را از دنيا عبور مى‌دهند و مى‌دانند كه اقامتگاه و سراى دائمى، پس از دنيا و ماوراى آن است
فَالْبَصِيرُ مِنْهَا شَاخِصٌ 
(14) بنابر اين، انسان بينا دل، چشم خود را از دنيا بر مى‌گرداند
وَ اَلْأَعْمَى إِلَيْهَا شَاخِصٌ 
(15) و انسان كوردل به آن چشم مى‌دوزد
وَ اَلْبَصِيرُ مِنْهَا مُتَزَوِّدٌ 
(16) آدم با بصيرت از دنيا براى آخرت توشه مى‌گيرد
وَ اَلْأَعْمَى لَهَا مُتَزَوِّدٌ 
(17) و آن كه بى بصيرت است براى دنيا توشه مى‌اندوزد
عظة الناس منها وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ وَ يَكَادُ صَاحِبُهُ يَشْبَعُ مِنْهُ وَ يَمَلُّهُ إِلاَّ اَلْحَيَاةَ فَإِنَّهُ لاَ يَجِدُ فِي اَلْمَوْتِ رَاحَةً 
(18) از همين خطبه است: بدانيد كه هيچ چيز نيست كه دارندۀ آن از آن سير نشود و آن چيز او را خسته نسازد (19) جز زندگى كه هر كس از آن برخوردار است، گمان نمى‌برد كه در مرگ آسايش بيابد
وَ إِنَّمَا ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ اَلْحِكْمَةِ اَلَّتِي هِيَ حَيَاةٌ لِلْقَلْبِ اَلْمَيِّتِ 
(20) همانا اين حكمتى است كه موجب زندگانى دل مرده
وَ بَصَرٌ لِلْعَيْنِ اَلْعَمْيَاءِ 
(21) و بينايى چشم نابيناست
وَ سَمْعٌ لِلْأُذُنِ اَلصَّمَّاءِ 
(1) شنوايى براى گوش كر
وَ رِيٌّ لِلظَّمْآنِ 
(2) و موجب سيراب شدن براى انسان تشنه است
وَ فِيهَا اَلْغِنَى كُلُّهُ وَ اَلسَّلاَمَةُ 
(3) و همۀ بى‌نيازى و سلامتى در آن نهفته است
كِتَابُ اَللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ وَ تَنْطِقُونَ بِهِ وَ تَسْمَعُونَ بِهِ 
(4) آن، كتاب خداست كه به وسيله آن مى‌بينيد و با آن سخن مى‌گوييد و به سخن گوش مى‌دهيد
وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ 
(5) بعضى از آن گوياى بعضى ديگر (بعضى از قرآن، بعضى ديگر را تفسير مى‌كند
وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ 
و پاره‌اى از آن، گواه پاره‌اى ديگر است
وَ لاَ يَخْتَلِفُ فِي اَللَّهِ 
(6) در دلالت بر خدا و صفات او در آن اختلافى يافته نمى‌شود (كه در اين باره آيه‌اى، مخالف آيۀ ديگر باشد
وَ لاَ يُخَالِفُ بِصَاحِبِهِ عَنِ اَللَّهِ 
و كسى را كه به آن رو آورد و ملازم آن باشد، جز به سوى حقّ‌، راهنمايى نمى‌كند
قَدِ اِصْطَلَحْتُمْ عَلَى اَلْغِلِّ فِيمَا بَيْنَكُمْ 
(7) بتحقيق در كينه توزى، در ميان خود
وَ نَبَتَ اَلْمَرْعَى عَلَى دِمَنِكُمْ 
و در رويانيدن چراگاه و سبزه زار در زمين‌هاى متعفّن و آلودۀ خود، هماهنگ شده‌ايد
وَ تَصَافَيْتُمْ عَلَى حُبِّ اَلْآمَالِ 
(8) در دوست داشتن آرزوها، با يكديگر، هم سخن گرديده
وَ تَعَادَيْتُمْ فِي كَسْبِ اَلْأَمْوَالِ 
(9) امّا در به دست آوردن مال با همديگر دشمنى مى‌ورزيد
لَقَدِ اِسْتَهَامَ بِكُمُ اَلْخَبِيثُ وَ تَاهَ بِكُمُ اَلْغُرُورُ 
(10) هر آينه و بتحقيق ابليس خبيث، عقل شما را ربوده (11) و در گمراهى قرارتان داده است (12) و غرور و خود خواهى، شما را سرگردان ساخته است
وَ اَللَّهُ اَلْمُسْتَعَانُ عَلَى نَفْسِي وَ أَنْفُسِكُمْ 
از خدا براى خود و شما درخواست يارى مى‌شود (13) (براى رهايى از نفس امّاره، فقط از خدا بايد يارى خواست

ترجمه های خطبه ۱۳۲ نهج البلاغه

ترجمه های خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه

ترجمه های خطبه ۱۶۷ نهج البلاغه