خطبه ۱۳۲ نهج البلاغه/ ترجه اردبیلی

۰۲ اسفند ۱۴۰۴
حمد اللّه نَحْمَدُهُ عَلَى مَا أَخَذَ وَ أَعْطَى 
حمد ميكنم خداى را بر آنچه گرفت عاصى را از عذاب و داد بمطيع از ثواب
وَ عَلَى مَا أَبْلَى وَ اِبْتَلَى 
و بر آنچه انعام كرد و آزمود بنده را
اَلْبَاطِنُ لِكُلِّ خَفِيَّةٍ 
عالميست بر كل امور نهانى را
وَ اَلْحَاضِرُ لِكُلِّ سَرِيرَةٍ 
و واقفست مر هر پوشيده را
اَلْعَالِمُ بِمَا تُكِنُّ اَلصُّدُورُ وَ مَا تَخُونُ اَلْعُيُونُ 
داناست به آن چه پوشيده است آنرا سينه‌ها و به آن چه خيانت ميكند چشمها از حرمت
وَ نَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ غَيْرُهُ 
و گواهى مى‌دهيم كه نيست هيچ خدائى غير او
وَ أَنَّ مُحَمَّداً نَجِيبُهُ وَ بَعِيثُهُ 
و آنكه محمّد برگزيدۀ او و فرستادۀ اوست
شَهَادَةً يُوَافِقُ فِيهَا اَلسِّرُّ اَلْإِعْلاَنَ وَ اَلْقَلْبُ اَللِّسَانَ 
گواهى كه موافق باشد نهان يا آشكارا و دل با زبان
عظة الناس و منها فَإِنَّهُ وَ اَللَّهِ اَلْجِدُّ لاَ اَللَّعِبُ 
بعضى ديگر از اين خطبه است پس بدرستى كه امرى كه عظيمست و ترسانيده شدند مردمان از آن
وَ اَلْحَقُّ لاَ اَلْكَذِبُ 
بخدا سوگند كه امريست بحقيقت و يقين درست است نه دروغ
وَ مَا هُوَ إِلاَّ اَلْمَوْتُ أَسْمَعَ دَاعِيهِ وَ أَعْجَلَ حَادِيهِ 
و نيست آن امر مگر مرگ شنوانيد خوانندۀ خود را و شتابانيد رانندۀ خود را
فَلاَ يَغُرَّنَّكَ سَوَادُ اَلنَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ 
پس بايد كه فريب ندهد تو را سياهى مردمان و كثرت ايشان از تو
وَ قَدْ رَأَيْتَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِمَّنْ جَمَعَ اَلْمَالَ وَ حَذِرَ اَلْإِقْلاَلَ وَ أَمِنَ اَلْعَوَاقِبَ طُولَ أَمَلٍ وَ اِسْتِبْعَادَ أَجَلٍ كَيْفَ نَزَلَ بِهِ اَلْمَوْتُ فَأَزْعَجَهُ عَنْ وَطَنِهِ 
بتحقيق كه ديدى كسى را بود پيش از تو از آن كسى كه جمع كرد مال را و ترسيد از درويشى و ايمن شد از عواقب احوال بجهة درازى آرزو و دور شمردن نهايت عمر كه چگونه فرود آمد باو مرگ پس بركند او را از جايگاه خودش
وَ أَخَذَهُ مِنْ مَأْمَنِهِ 
و بگرفت او را از مكان امن خودش
مَحْمُولاً عَلَى أَعْوَادِ اَلْمَنَايَا يَتَعَاطَى بِهِ اَلرِّجَالُ اَلرِّجَالَ 
برداشته شده بر چوبهاى مرگ‌ها كه جنازه است فرا مى‌گرفتند او را مردان از مردان
حَمْلاً عَلَى اَلْمَنَاكِبِ وَ إِمْسَاكاً بِالْأَنَامِلِ 
بنوبت براى برداشتن بر دوشها و گذاشتن بسرهاى انگشتان
أَ مَا رَأَيْتُمُ اَلَّذِينَ يَأْمُلُونَ بَعِيداً 
آيا نديديد آنانرا كه اميد مى‌داشتند كار دور و دراز را
وَ يَبْنُونَ مَشِيداً 
و بنا مى‌گردند كوشك‌هاى محكم را
وَ يَجْمَعُونَ كَثِيراً 
و جمع مى‌كردند بسيارى از متاع دنيا
كَيْفَ أَصْبَحَتْ بُيُوتُهُمْ قُبُوراً 
و گرديد خانه‌هاى ايشان قبرها
وَ مَا جَمَعُوا بُوراً 
و آنچه جمع كردند هلاك و نابود شد
وَ صَارَتْ أَمْوَالُهُمْ لِلْوَارِثِينَ 
و گرديد مالهاى ايشان براى ميراث گيرندگان
وَ أَزْوَاجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرِينَ 
و زنان ايشان براى گروهى ديگر
لاَ فِي حَسَنَةٍ يَزِيدُونَ 
نه در كارهاى نيكو زياد ميكنند بر ايشان
وَ لاَ مِنْ سَيِّئَةٍ يَسْتَعْتِبُونَ 
و نه از كار بد طلب كرده مى‌شود از ايشان
فَمَنْ أَشْعَرَ اَلتَّقْوَى قَلْبَهُ بَرَّزَ مَهَلُهُ 
پس كسى كه شعار ساخت پرهيزكارى را بر دل خود ظاهر ساخت مهله خود را براى كار آن سرا
وَ فَازَ عَمَلُهُ 
و فيروزى يافت بكردار خود
فَاهْتَبِلُوا هَبَلَهَا 
پس اهتمام كنيد اهتمامى كه سزاوار باشد
وَ اِعْمَلُوا لِلْجَنَّةِ عَمَلَهَا 
و بكنيد براى بهشت كار آنرا
فَإِنَّ اَلدُّنْيَا لَمْ تُخْلَقْ لَكُمْ دَارَ مُقَامٍ 
پس بدرستى كه دنيا آفريده نشده است براى شما سراى قرار گرفتن
بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا اَلْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ اَلْقَرَارِ 
بلكه آفريده شده براى شما جهة گذشتن از آن تا توشه بر داريد از آن بعملهاى شايسته بسوى سراى اقامت
فَكُونُوا مِنْهَا عَلَى أَوْفَازٍ 
پس باشيد از دنيا بر شتاب زدگيها بر جناح سفر آخرت
وَ قَرِّبُوا اَلظُّهُورَ لِلزِّيَالِ 
و نزديك گردانيد پشتهاى مركبان را براى رحلت كردن از آن

ترجمه های خطبه ۱۳۲ نهج البلاغه

ترجمه های خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه

ترجمه های خطبه ۱۶۷ نهج البلاغه