بخش دوم خطبه ۸۳ نهج البلاغه/ ترجمه مکارم
۰۱ مهر ۱۴۰۵فَاتَّقُوا اَللَّهَ عِبَادَ اَللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ
اى بندگان خدا از نافرمانى او بپرهيزيد، به خاطر هدفى كه شما را براى آن آفريده
وَ اِحْذَرُوا مِنْهُ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ
و آن چنانكه به شما هشدار داده، از مخالفتش بر حذر باشيد
وَ اِسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ
تا استحقاق آن چه را به شما وعده داده پيدا كنيد كه وعده او مسلم
وَ اَلْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ
و تهديد او وحشتناك است
التذكير بضروب النعم و منها جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا
يادآورى نعمتهاى گوناگون، خداوند براى شما گوشهائى آفريده كه آنچه را مىشنوند حفظ كنند
وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا
و چشمهائى كه در تاريكى حقايق را به بينند
وَ أَشْلاَءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا
و هر عضوى را به نوبه خود اعضائى داد كه در تركيب بندى، و دوام، متناسب و هم آهنگ با يكديگرند
مُلاَئِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِي تَرْكِيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا
بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا
بابد نهائى كه با ساختمان موزون خود قائم و بر قرارند
وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا
و با دلهائى كه آماده پذيرش مواهب او هستند
فِي مُجَلِّلاَتِ نِعَمِهِ
از نعمتهاى او برخوردار بوده
وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ
و موجبات امتنان وى آشكار است
وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ
با وسائلى كه تندرستى شما را حفظ مىكند
وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ
عمرهائى برايتان مقدر فرموده ولى مقدار آن از شما پنهان است
وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ اَلْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ
و از آثار گذشتگان برايتان عبرتها ذخيره كرده
مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلاَقِهِمْ
لذتهائى كه از دنيا بردند
وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ
و موهبتهائى كه قبل از گلو گير شدن به مرگ از آن بهرهمند مىگرديدند
أَرْهَقَتْهُمُ اَلْمَنَايَا دُونَ اَلْآمَالِ
سرانجام دست نيرومند مرگ گريبان آنها را گرفت، و بين آنها و آمالشان جدائى افكند
وَ شَذَّ بِهِمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ اَلْآجَالِ
و با فرا رسيدن اجل به سرعت آنها را از آرزوها بريد
لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلاَمَةِ اَلْأَبْدَانِ
آنها به هنگام تندرستى چيزى براى خود نيندوختند
وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ اَلْأَوَانِ
و در نخستين زمان زندگى عبرت نگرفتند
فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ اَلشَّبَابِ إِلاَّ حَوَانِيَ اَلْهَرَمِ
آيا كسى كه جوان است جز پيرى انتظار دارد
وَ أَهْلُ غَضَارَةِ اَلصِّحَّةِ إِلاَّ نَوَازِلَ اَلسَّقَمِ
و افرادى كه برخوردار از نعمت تندرستى هستند، جز حوادث بيمارى را چشم براه مىباشند
وَ أَهْلُ مُدَّةِ اَلْبَقَاءِ إِلاَّ آوِنَةَ اَلْفَنَاءِ
و آيا كسى كه باقى است جز فنا را منتظر است
مَعَ قُرْبِ اَلزِّيَالِ
با اين كه هنگام فراق
وَ أُزُوفِ اَلاِنْتِقَالِ
و جدائى
وَ عَلَزِ اَلْقَلَقِ
و لرزۀ اضطراب
وَ أَلَمِ اَلْمَضَضِ
و ناراحتى مصيبت نزديك شده
وَ غُصَصِ اَلْجَرَضِ
كه حتى فرو بردن آب دهان براى او مشكل شود
وَ تَلَفُّتِ اَلاِسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ اَلْحَفَدَةِ وَ اَلْأَقْرِبَاءِ وَ اَلْأَعِزَّةِ وَ اَلْقُرَنَاءِ
و از فرزندان و بستگان يارى جويد
فَهَلْ دَفَعَتِ اَلْأَقَارِبُ
آيا آنها مىتوانند مرگ را از او دفع كنند
أَوْ نَفَعَتِ اَلنَّوَاحِبُ
و با نالههاى آنان و فريادشان براى او سودى دارد
وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ اَلْأَمْوَاتِ رَهِيناً
(نه) او به سرزمين مردگان سپرده مىشود
وَ فِي ضِيقِ اَلْمَضْجَعِ وَحِيداً
و در تنگناى قبر تنها مىماند
قَدْ هَتَكَتِ اَلْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ
حشرات پوستش را از هم مىشكافند
وَ أَبْلَتِ اَلنَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ
و سختيهاى گور او را مىپوساند، و از پاى در مى - آورد
وَ عَفَتِ اَلْعَوَاصِفُ آثَارَهُ
تند بادهاى سخت آثار او را نابود مىكند
وَ مَحَا اَلْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ
و گذشت شب و روز نشانههاى او را از ميان مىبرد
وَ صَارَتِ اَلْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا
اجساد، پس از طراوت و تازگى تغيير مىپذيرند
وَ اَلْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا
و استخوانها بعد از توانائى پوسيده مىگردند
وَ اَلْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا
ارواح، گروگان مسئوليت اعمال خويشند
مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا
و در آنجا به اسرار نهانى يقين حاصل مىكنند
لاَ تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا
نه بر اعمال صالحشان چيزى افزوده مىشود
وَ لاَ تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا
و نه از اعمال زشتشان مىتوانند توبه كنند
أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ اَلْقَوْمِ وَ اَلْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ اَلْأَقْرِبَاءَ
آيا شما فرزندان و پدران و برادران و بستگان همان مردم نيستيد
تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ
كه گام جاى گام آنها نهاديد
وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ
و در همان جادهاى قدم مىنهيد كه آنها نهادند
وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ
و روش آنان را دنبال مىكنيد
فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا
دلها از بهره گرفتن سخت شده
لاَهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا
و از رشد معنوى باز مانده
سَالِكَةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَا
و در غير طريق حق راه پيمائى مىكنند
كَأَنَّ اَلْمَعْنِيَّ سِوَاهَا
گويا آنها مقصود نيستند
وَ كَأَنَّ اَلرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَا
و گويا آنها نجات و رستگارى را در تحصيل دنيا مىدانند
التحذير من هول الصراط وَ اِعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى اَلصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ
عبور بر صراط آگاه باشيد عبور شما از صراط خواهد بود، گذرگاهى كه عبور از آن خطرناك است، معبرى كه قدم در آن لرزان مىشود و بارها مىلغزد
وَ أَهَاوِيلِ زَلَلِهِ
وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ
فَاتَّقُوا اَللَّهَ عِبَادَ اَللَّهِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ اَلتَّفَكُّرُ قَلْبَهُ
اى بندگان خدا از خدا بترسيد همچون ترس صاحب عقلى كه فكر، قلبش را مشغول ساخته
وَ أَنْصَبَ اَلْخَوْفُ بَدَنَهُ
و ترس بدنش را خسته كرده
وَ أَسْهَرَ اَلتَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ
شب زندهدارى خواب او را هم از چشمش ربوده
وَ أَظْمَأَ اَلرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ
اميد به رحمت خدا او را به تشنگى روزه روزهاى گرم واداشته
وَ ظَلَفَ اَلزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ
زهد در دنيا خواهشهاى نفس را از او گرفته
وَ أَوْجَفَ اَلذِّكْرُ بِلِسَانِهِ
به سرعت زبانش به ذكر خدا مىگردد
وَ قَدَّمَ اَلْخَوْفَ لِأَمَانِهِ
براى ايمنى در قيامت ترس از مسئوليت را پيش فرستاده
وَ تَنَكَّبَ اَلْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ اَلسَّبِيلِ
از راههاى ديگر جز راه حق چشم پوشيده
وَ سَلَكَ أَقْصَدَ اَلْمَسَالِكِ إِلَى اَلنَّهْجِ اَلْمَطْلُوبِ
در بهترين و راستترين راهى سير مىكند كه آن راه مطلوب خدا است
وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلاَتُ اَلْغُرُورِ
فريب آنچه انسان را مغرور مىكند و از راه منصرف مىسازد نخورده
وَ لَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ اَلْأُمُورِ
امور مشتبه او را نابينا نساخته
ظَافِراً بِفَرْحَةِ اَلْبُشْرَى
مژده بهشت
وَ رَاحَةِ اَلنُّعْمَى
و زندگى كردن در آسايش و نعمت
فِي أَنْعَمِ نَوْمِهِ
در بهترين جايگاه
وَ آمَنِ يَوْمِهِ
و ايمنترين روزها او را خشنود ساخته است
وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ اَلْعَاجِلَةِ حَمِيداً
از گذرگاه زود گذر دنيا با پسنديدهترين طرز گذشته
وَ قَدَّمَ زَادَ اَلْآجِلَةِ سَعِيداً
توشۀ سعادت آخرت را پيش فرستاده
وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ
و از ترس آن روز به عمل صالح مبادرت ورزيده
وَ أَكْمَشَ فِي مَهَلٍ
ايام زندگى با سرعت مشغول بندگى بوده
وَ رَغِبَ فِي طَلَبٍ
در طلب خشنودى پروردگار رغبت و ميل كامل داشته
وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ
از آنچه بايد فرار كند بر كنار بوده
وَ رَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ
امروز رعايت فرداى خويش را نموده
وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ
آينده خويش را ديده است
فَكَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً
بهشت برين شايستهترين پاداش نيكو كاران
وَ كَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً
و دوزخ مناسبترين كيفر بدكاران است
وَ كَفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِيراً
خدا براى انتقام گرفتن و يارى كردن كافى است
وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِيجاً وَ خَصِيماً
و قرآن براى باز خواست كردن و داورى خواستن كفايت مىنمايد