بخش دوم خطبه ۸۳ نهج البلاغه/ ترجمه فیض الاسلام

۰۱ مهر ۱۴۰۵

فَاتَّقُوا اَللَّهَ عِبَادَ اَللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ

(18) پس اى بندگان خدا پرهيزكار شويد و قصد كنيد چيزى (عبادت و بندگى) را كه براى آن آفريده شده‌ايد

وَ اِحْذَرُوا مِنْهُ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ

و از منتهى درجه چيزى (عذاب هميشگى) كه شما را ترسانيده بترسيد

وَ اِسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ

و سزاوار گرديد از بهشتى را كه براى شما آماده ساخته بطلب وفاى وعدۀ از او كه وعدۀ او هميشه راست است

وَ اَلْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ

و بجهة ترس از وحشت قيامت

التذكير بضروب النعم و منها جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا

قسمتى از اين خطبه (در بيان خلقت بدن انسان و ذكر نعمتهاى حقّ تعالى و ترسانيدن از هول و وحشت صراط و ترغيب بر تقوى و پرهيزكارى) است: (19) خداوند متعال براى بهره بردن شما (از شنوايى) دو گوش (قوّۀ سامعه) را آفريد تا آنچه را كه لازم است (و در زندگانى اجتماع بكار آيد) حفظ كنند

وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا

و (از ديدار) دو چشم (قوّۀ باصره) را قرار داد تا از تاريكى رها گرديده بينا شوند

وَ أَشْلاَءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا

و هر عضو (ظاهرى) را محتوى اعضاء (باطنه) گردانيد (هر عضوى در بر دارد اعضائى را مثل دست كه داراى رگ و خون و استخوان و مانند آنها است)

مُلاَئِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِي تَرْكِيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا

و آن اعضاء را در تركيب صورت و دوامشان در جاهاى مناسب قرار داد

بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا

با بدنهائى كه به تركيبهاى سودمند خود قائم و برقرارند

وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا

و با دلهايى كه (بعقل و تدبير) روزى آن بدنها را مى‌طلبند (يا روزيهاى خود «علوم و معارف» را جلب مى‌نمايند)

فِي مُجَلِّلاَتِ نِعَمِهِ

در حالتى كه از منّتهاى نعمت بيكران او برخوردار بوده

وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ

موجبات منّتهاى او بر شما هويدا است

وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ

و با وسائلى كه مانع (بيماريها) است بنعمت عافيت و تندرستى از او متنعّم مى‌باشيد

وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ

(20) و (نيز از نعمت‌يهايى كه بشما عطاء فرموده آنست كه) مدّت عمر و زندگى را از شما پنهان داشته (نمى‌دانيد كى مى‌ميريد و اين ندانستن براى انتظام امور دنيوىّ بسيار سودمند است)

وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ اَلْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ

و از آثار گذشتگان پيش از شما براى شما عبرتها باقى گذاشت

مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلاَقِهِمْ

از لذّت و بهره‌اى كه از دنيا بردند

وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ

و از طول مدّت و فراخى كه قبل از گلوگير شدن ريسمان مرگ بآنها نصيب شده بود

أَرْهَقَتْهُمُ اَلْمَنَايَا دُونَ اَلْآمَالِ

پيش از رسيدن به آرزوها مرگ آنها را شتابان دريافت

وَ شَذَّ بِهِمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ اَلْآجَالِ

و ميان آنان و آرزوها (شان را) جدائى انداخت

لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلاَمَةِ اَلْأَبْدَانِ

و در هنگام تندرستى توشه‌اى (براى آخرت) تهيۀ نكردند

وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ اَلْأَوَانِ

و در اوّل زمان (جوانى و توانائى) عبرت نگرفتند (و زندگى خود را بيهوده بسر بردند)

فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ اَلشَّبَابِ إِلاَّ حَوَانِيَ اَلْهَرَمِ

(21) آيا كسيكه در عنفوان جوانى و توانائى است انتظار مى‌برد غير پيرى و خميدگى را؟

وَ أَهْلُ غَضَارَةِ اَلصِّحَّةِ إِلاَّ نَوَازِلَ اَلسَّقَمِ

و آيا كسيكه تندرست است غير بيماريهاى گوناگون را چشم براه است‌؟

وَ أَهْلُ مُدَّةِ اَلْبَقَاءِ إِلاَّ آوِنَةَ اَلْفَنَاءِ

و آيا كسيكه باقى و برقرار است جز فناء و نيستى را منتظر است‌؟ (خوشبخت كسيكه تا توانا و تندرست است فرصت را غنيمت شمرده در كار بشتابد)

مَعَ قُرْبِ اَلزِّيَالِ

(22) با اينكه نزديك است دورى و جدائى (از دنيا)

وَ أُزُوفِ اَلاِنْتِقَالِ

و انتقال و كوچ كردن (بآخرت)

وَ عَلَزِ اَلْقَلَقِ

و لرزيدن از اضطراب و نگرانى درد

وَ أَلَمِ اَلْمَضَضِ

مصيبت و سختى (جان كندن) و آب دهان فرو دادن

وَ غُصَصِ اَلْجَرَضِ

از بسيارى غمّ و اندوه

وَ تَلَفُّتِ اَلاِسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ اَلْحَفَدَةِ وَ اَلْأَقْرِبَاءِ وَ اَلْأَعِزَّةِ وَ اَلْقُرَنَاءِ

و چشم به اطراف داشتن براى درخواست فرياد رسى و يارى جستن از خدمتگزاران (يا فرزند زادگان) و خويشان و دوستان و همسران

فَهَلْ دَفَعَتِ اَلْأَقَارِبُ

(23) پس آيا خويشان (سختيهاى مرگ را) دفع ميكنند؟

أَوْ نَفَعَتِ اَلنَّوَاحِبُ

و آيا شيون آنها سودى دارد؟

وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ اَلْأَمْوَاتِ رَهِيناً

در حالتى كه در گورستان به گرو داده شده

وَ فِي ضِيقِ اَلْمَضْجَعِ وَحِيداً

و در خوابگاه تنگ (قبر) تنها مانده است

قَدْ هَتَكَتِ اَلْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ

(24)، گزنده‌ها (مار و كژ دم و كرم و ديگر حيوانات) پوست تنش را پاره پاره كردند

وَ أَبْلَتِ اَلنَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ

و سختيها تازگى او را پوسانيد و از بين برد

وَ عَفَتِ اَلْعَوَاصِفُ آثَارَهُ

و بادهاى سخت آثارش را محو كرد

وَ مَحَا اَلْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ

و مصائب دوران نشانه‌هاى او را نابود نمود (پس در ميان قبر اثرى و در ميان مردم خبرى از او باقى نماند)

وَ صَارَتِ اَلْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا

و جسدها پس از طراوت و تازگى تغيير يافت

وَ اَلْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا

و استخوانها بعد از توانائى پوسيده شد

وَ اَلْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا

و جانها در گرو بارهاى گران (گناه) بماند

مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا

و به اخبار غيب و ناديده (قبر و قيامت و حساب و بهشت و دوزخ كه در بارۀ آن حيران و سرگردان بودند) يقين حاصل نمودند

لاَ تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا

(و در آن هنگام) زياد كردن كردار نيكو را از ايشان نمى‌طلبند

وَ لاَ تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا

و از بدى خطاهاشان رضاء و خوشنودى بدست نمى‌آورند (زيرا دنيا جاى عمل است و آخرت دار جزاء، پس آنجا نمى‌گويند به كردار نيك بيفزا تا از تقصير تو در گذريم و يا چون بسبب معصيت و نافرمانى از تو رنجيده‌ايم ما را خوشنود نما)

أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ اَلْقَوْمِ وَ اَلْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ اَلْأَقْرِبَاءَ

(25) آيا شما پسران اين مردم و پدران و برادران و خويشان ايشان نيستيد

تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ

كه از رويّۀ ايشان پيروى كرده

وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ

بر مركب آنان سوار شده

وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ

در راهى كه رفته‌اند قدم مى‌نهيد؟

فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا

(26) پس دلها سخت است براى بدست آوردن نصيب و بهرۀ خود

لاَهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا

و غافلست از هدايت و رستگارى

سَالِكَةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَا

و در غير مسير خويش (در راه معصيت و نافرمانى) راه مى‌پيمايد

كَأَنَّ اَلْمَعْنِيَّ سِوَاهَا

گويا مقصود (توجّه تكاليف الهيّه) بغير ايشان است!

وَ كَأَنَّ اَلرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَا

و گويا هدايت و رستگارى آنان در گرد آوردن (متاع) دنيا است (نه براى تحصيل زاد و توشه آخرت )!!

التحذير من هول الصراط وَ اِعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى اَلصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ

(27) و بدانيد كه عبور شما بر صراط (پل دوزخ) است كه قدمها از لغزش بر آن لرزان

وَ أَهَاوِيلِ زَلَلِهِ

و شخص دچار هول و ترس بسيار گردد

وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ

فَاتَّقُوا اَللَّهَ عِبَادَ اَللَّهِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ اَلتَّفَكُّرُ قَلْبَهُ

(28) پس اى بندگان خدا از خدا بترسيد مانند ترسيدن خردمندى كه فكر و انديشۀ (روز رستخيز) دل او را مشغول ساخته

وَ أَنْصَبَ اَلْخَوْفُ بَدَنَهُ

و خوف و ترس (از عذاب الهى) بدنش را رنجور نموده

وَ أَسْهَرَ اَلتَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ

و عبادت و بندگى شب خواب اندك او را هم از دستش گرفته

وَ أَظْمَأَ اَلرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ

و اميد (به رحمت پروردگار) او را در وسط روزها (هنگام شدّت حرارت و گرمى) تشنه نگاه‌داشته (شب را بيدار است و روز را روزه دار)

وَ ظَلَفَ اَلزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ

و بى علاقه‌گى بدنيا خواهشهاى نفس را از او باز داشته

وَ أَوْجَفَ اَلذِّكْرُ بِلِسَانِهِ

و ذكر خدا به زبانش جارى است (هميشه بياد خدا است)

وَ قَدَّمَ اَلْخَوْفَ لِأَمَانِهِ

(29) و ترس (از معصيت و نافرمانى) را براى در امان بودن (روز رستخيز) مقدّم داشته (در دنيا گناهى ننموده تا در قيامت بعذاب مبتلى نگردد)

وَ تَنَكَّبَ اَلْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ اَلسَّبِيلِ

و از گفتار و كردارى كه او را از راه راست و آشكار باز دارد

وَ سَلَكَ أَقْصَدَ اَلْمَسَالِكِ إِلَى اَلنَّهْجِ اَلْمَطْلُوبِ

چشم پوشيده و براى رسيدن براه راست روشن (رضاء و خوشنودى خدا) كه مطلوبست در راستترين راهها سير كرده

وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلاَتُ اَلْغُرُورِ

(30) و فريب خوردن (از دنيا) كه بسيار مانع (از رستگارى) است او را (از عبادت و بندگى) باز نداشته

وَ لَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ اَلْأُمُورِ

و مشتبهات بر او پنهان نيست (در هيچ امرى نادان نباشد)

ظَافِراً بِفَرْحَةِ اَلْبُشْرَى

مظفّر و خرسند است به شادى مژدۀ (ببهشت)

وَ رَاحَةِ اَلنُّعْمَى

و به آسايش و خوشى بسيار

فِي أَنْعَمِ نَوْمِهِ

در آسوده ترين خوابگاه خود (قبر)

وَ آمَنِ يَوْمِهِ

و ايمن تر روزش (قيامت)

وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ اَلْعَاجِلَةِ حَمِيداً

(31) از گذرگاه دنيا گذشته و ستوده شده

وَ قَدَّمَ زَادَ اَلْآجِلَةِ سَعِيداً

و توشۀ آخرت را پيش فرستاده و خوشبخت گرديده

وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ

و از ترس (خدا در راه حقّ‌) شتاب كرد

وَ أَكْمَشَ فِي مَهَلٍ

و در دنيا كه مهلتش دادند (براى عبادت و بندگى) سرعت نمود

وَ رَغِبَ فِي طَلَبٍ

و در طلب خوشنودى پروردگار شوق داشت

وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ

و براى گريختن (از عذاب الهى براه حقّ‌) رفت

وَ رَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ

و در امروز (دنيا) مراقب فردايش (آخرت) بود

وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ

و آنچه كه در پيش داشت (حالات قبر و برزخ و قيامت) پيش از رحلت ديد

فَكَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً

(32) پس بهشت بجهت ثواب و بخشش (براى نيكوكاران) كافى است (كارى كنيد كه جايگاه هميشگى شما آنجا باشد)

وَ كَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً

و دوزخ بجهت عذاب و سختى (براى گناه كاران) بس است (كارى كنيد كه در آنجا قرار نگيريد)

وَ كَفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِيراً

و كافى است كه خداوند (از بد كاران) انتقام كشد و (به نيكوكاران) مدد و يارى دهد

وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِيجاً وَ خَصِيماً

و بس است كه قرآن (در روز رستاخيز با كسانيكه از آن پيروى نكرده‌اند) احتجاج نموده دشمن گردد

ترجمه های بخش دوم خطبه ۸۳ نهج البلاغه