خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه/ ترجمه ارفع
۲۹ دی ۱۴۰۴و من خطبة له عليهالسلام في قدرة اللّه و في فضل القرآن و في الوصية بالتقوى
الله تعالى اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلْمَعْرُوفِ مِنْ غَيْرِ رُؤْيَةٍ وَ اَلْخَالِقِ مِنْ غَيْرِ مَنْصَبَةٍ
حمد خدايى را كه نديده شناخته شده است، بىآنكه رنجى برد خلق مىكند
خَلَقَ اَلْخَلاَئِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ اِسْتَعْبَدَ اَلْأَرْبَابَ بِعِزَّتِهِ وَ سَادَ اَلْعُظَمَاءَ بِجُودِهِ
او خلايق را با دست قدرت خويش خلق فرمود، و به برترى، گردنكشان را به بند بندگى خويش كشيد و بر بزرگان به وجود خود سيادت كرد
وَ هُوَ اَلَّذِي أَسْكَنَ اَلدُّنْيَا خَلْقَهُ وَ بَعَثَ إِلَى اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ رُسُلَهُ لِيَكْشِفُوا لَهُمْ عَنْ غِطَائِهَا
اوست كه دنيا را محل سكونت خلق خويش قرار داد و براى ارشاد جن و انس رسولانش را فرستاد تا حقايق را برايشان كشف كنند
وَ لِيُحَذِّرُوهُمْ مِنْ ضَرَّائِهَا وَ لِيَضْرِبُوا لَهُمْ أَمْثَالَهَا وَ لِيُبَصِّرُوهُمْ عُيُوبَهَا وَ لِيَهْجُمُوا عَلَيْهِمْ بِمُعْتَبَرٍ مِنْ تَصَرُّفِ مَصَاحِّهَا وَ أَسْقَامِهَا
و مردم را از ضررهاى دنيا آگاه سازند و از دنيا و بىاعتبارى آن براى مردم مثلها بزنند. و آنها را به عيبهاى دنيا آشنا نمايند و آنچه از دنيا مىتوان عبرت گرفت به مردم گوشزد كنند. تحولات پى در پى، تندرستىها و بيماريها
وَ حَلاَلِهَا وَ حَرَامِهَا وَ مَا أَعَدَّ اَللَّهُ لِلْمُطِيعِينَ مِنْهُمْ وَ اَلْعُصَاةِ مِنْ جَنَّةٍ وَ نَارٍ وَ كَرَامَةٍ وَ هَوَانٍ
حلال و حرامهايش و آنچه خداوند تبارك و تعالى براى اهل طاعت و اهل معصيت آماده ساخته از بهشت و جهنم، عزّت و يا خوارى همه را بازگو نمايند
أَحْمَدُهُ إِلَى نَفْسِهِ كَمَا اِسْتَحْمَدَ إِلَى خَلْقِهِ وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً وَ لِكُلِّ قَدْرٍ أَجَلاً وَ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَاباً
حمد مىكنيم خدا را به همان طريق كه از بندگانش خواسته. او براى هر چيزى اندازهاى قرار داد و هر اندازه را زمانى و هر زمانى را در كتابى نوشت
فضل القرآن
از آن خطبه است در بارۀ قرآن
منها فَالْقُرْآنُ آمِرٌ زَاجِرٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ
همانا قرآن امر و نهى مىكند و در عين خاموشى ناطق است. از جانب پروردگار براى مردم حجت است
أَخَذَ عَلَيْهِ مِيثَاقَهُمْ وَ اِرْتَهَنَ عَلَيْهِمْ أَنْفُسَهُمْ
خداوند تبارك و تعالى در بارۀ قرآن از انسانها پيمان گرفت و همگان را در گرو آن نهاد
أَتَمَّ نُورَهُ وَ أَكْمَلَ بِهِ دِينَهُ وَ قَبَضَ نَبِيَّهُ صلىاللهعليهوآله وَ قَدْ فَرَغَ إِلَى اَلْخَلْقِ مِنْ أَحْكَامِ اَلْهُدَى بِهِ
و نورش را توسط آن تمام كرد و دينش را به وسيله قرآن كامل نمود.زمانى جان پيامبر خويش (صلّى اللّٰه عليه و آله) را گرفت كه از تبليغ احكام مربوط به هدايت بشر توسط قرآن فارغ شده بود
فَعَظِّمُوا مِنْهُ سُبْحَانَهُ مَا عَظَّمَ مِنْ نَفْسِهِ
پس خداى را آن چنان بزرگش داريد كه خود بزرگ داشته
فَإِنَّهُ لَمْ يُخْفِ عَنْكُمْ شَيْئاً مِنْ دِينِهِ وَ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً رَضِيَهُ أَوْ كَرِهَهُ إِلاَّ وَ جَعَلَ لَهُ عَلَماً بَادِياً وَ آيَةً مُحْكَمَةً تَزْجُرُ عَنْهُ أَوْ تَدْعُو إِلَيْهِ
چرا كه او چيزى از دينش را از شما پنهان نكرده و چيزى را كه بپسندد و يا نپسندد فروگذار نكرده جز آنكه براى آن علامتى روشن و استوار قرار داده است. و آن علامتها از آن چيز منع كند يا به آن دعوت مىنمايد
فَرِضَاهُ فِيمَا بَقِيَ وَاحِدٌ وَ سَخَطُهُ فِيمَا بَقِيَ وَاحِدٌ
پس رضا و نارضايتى پروردگار درگذشته و حال يكسان است (و احكامش تا قيامت غير قابل تغيير است
وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ لَنْ يَرْضَى عَنْكُمْ بِشَيْءٍ سَخِطَهُ عَلَى مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ وَ لَنْ يَسْخَطَ عَلَيْكُمْ بِشَيْءٍ رَضِيَهُ مِمَّنْ كَانَ قَبْلَكُمْ
بدانيد كه خداوند در بارۀ شما چيزى را نمىپسندد كه همان را در بارۀ پيشينيان شما به خشم آمده باشد و بر شما غضب نمىكند به چيزى كه بر پيشينيان شما پسنديده است
وَ إِنَّمَا تَسِيرُونَ فِي أَثَرٍ بَيِّنٍ وَ تَتَكَلَّمُونَ بِرَجْعِ قَوْلٍ قَدْ قَالَهُ اَلرِّجَالُ مِنْ قَبْلِكُمْ
و همانا شما در راهى روشن گام مىنهيد و حرفهاى پيشينيان را تكرار مىكنيد
قَدْ كَفَاكُمْ مَئُونَةَ دُنْيَاكُمْ وَ حَثَّكُمْ عَلَى اَلشُّكْرِ وَ اِفْتَرَضَ مِنْ أَلْسِنَتِكُمُ اَلذِّكْرَ
به طور قطع پروردگار خرج دنياى شما را به اندازۀ كفايت عنايت فرموده و شما را به شكر نعمتهاى خويش وادار نموده است و ذكر خود را بر زبانهايتان واجب داشته
الوصية بالتقوى وَ أَوْصَاكُمْ بِالتَّقْوَى وَ جَعَلَهَا مُنْتَهَى رِضَاهُ وَ حَاجَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ
و شما را به تقوى سفارش كرده و آن را نهايت رضاى خود و درخواست خويش از بندگانش قرار داده است
فَاتَّقُوا اَللَّهَ اَلَّذِي أَنْتُمْ بِعَيْنِهِ وَ نَوَاصِيكُمْ بِيَدِهِ وَ تَقَلُّبُكُمْ فِي قَبْضَتِهِ
پس بترسيد از خدايى كه شما را مىبيند و دست پرتوانش بر شما مسلط است و تمام حركاتتان در قبضۀ قدرت اوست
إِنْ أَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ كَتَبَهُ قَدْ وَكَّلَ بِذَلِكَ حَفَظَةً كِرَاماً لاَ يُسْقِطُونَ حَقّاً وَ لاَ يُثْبِتُونَ بَاطِلاً
اگر چيزى را پنهان كنيد او مىداند و اگر چيزى را آشكار سازيد مىنويسد. به تحقيق فرشتگانى را بر شما موكّل نموده كه نگهبان و بزرگوارند. حق كسى را ضايع نمىكنند و چيزى را به ناحق و باطل ثبت نمىنمايند
وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يَتَّقِ اَللّٰهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ اَلْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ اَلظُّلَمِ
مطمئن باشيد هر كه از خدا بترسد و تقوى را پيشه خويش قرار دهد خداوند تبارك و تعالى راه فرار و نجات از فتنهها را پيش پايش مىگذارد و نورى براى رهايى از تاريكيها به او عطا مىفرمايد
وَ يُخَلِّدْهُ فِيمَا اِشْتَهَتْ نَفْسُهُ وَ يُنْزِلْهُ مَنْزِلَ اَلْكَرَامَةِ عِنْدَهُ فِي دَارٍ اِصْطَنَعَهَا لِنَفْسِهِ
و در جايى براى هميشه ساكنش مىكند كه هر چه دلش خواست آماده باشد و وى را در كنار خود در منزل عزت و كرامت جاى مىدهد. خانهاى كه براى خود بنا كرده
ظِلُّهَا عَرْشُهُ وَ نُورُهَا بَهْجَتُهُ وَ زُوَّارُهَا مَلاَئِكَتُهُ وَ رُفَقَاؤُهَا رُسُلُهُ فَبَادِرُوا اَلْمَعَادَ وَ سَابِقُوا اَلْآجَالَ
سايهاش عرش اوست روشنىاش تجلّى عظمت و خشنودى اوست و زيارت كنندگان آن فرشتگان و دوستان آن پيامبران الهى هستند، پس به سوى جهان آخرت بشتابيد و بر مرگها سبقت بگيريد
فَإِنَّ اَلنَّاسَ يُوشِكُ أَنْ يَنْقَطِعَ بِهِمُ اَلْأَمَلُ وَ يَرْهَقَهُمُ اَلْأَجَلُ وَ يُسَدَّ عَنْهُمْ بَابُ اَلتَّوْبَةِ
چرا كه چيزى نمانده كه آرزوهاى مردم قطع شود و مرگ آنان را دريابد و در توبه به روى آنها بسته شود
فَقَدْ أَصْبَحْتُمْ فِي مِثْلِ مَا سَأَلَ إِلَيْهِ اَلرَّجْعَةَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ
اكنون شما وضع مردمى را پيدا كردهايد كه قبل از شما بودند و درخواست بازگشت به دنيا را كردند
وَ أَنْتُمْ بَنُو سَبِيلٍ عَلَى سَفَرٍ مِنْ دَارٍ لَيْسَتْ بِدَارِكُمْ
و در دنيا مسافر و رهگذريد
وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْهَا بِالاِرْتِحَالِ وَ أُمِرْتُمْ فِيهَا بِالزَّادِ
و به كوچ كردن از آن با خبرتان كردهاند و به برداشتن توشه از آن فرمانتان دادهاند
وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ لِهَذَا اَلْجِلْدِ اَلرَّقِيقِ صَبْرٌ عَلَى اَلنَّارِ فَارْحَمُوا نُفُوسَكُمْ فَإِنَّكُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِي مَصَائِبِ اَلدُّنْيَا
بدانيد كه اين پوست نازك بدنتان، شكيبايى آتش دوزخ را ندارد پس به خودتان رحم كنيد شما در دنيا خودتان را به مصيبتها و سختىها آزمايشها كرده
أَ فَرَأَيْتُمْ جَزَعَ أَحَدِكُمْ مِنَ اَلشَّوْكَةِ تُصِيبُهُ وَ اَلْعَثْرَةِ تُدْمِيهِ وَ اَلرَّمْضَاءِ تُحْرِقُهُ فَكَيْفَ إِذَا كَانَ بَيْنَ طَابَقَيْنِ مِنْ نَارٍ ضَجِيعَ حَجَرٍ وَ قَرِينَ شَيْطَانٍ
و ديدهايد كه وقتى خار كوچكى به بدنتان فرو مىرود و يا از زمين خوردن خونين مىشويد و روى ريگ گرم بيابان پايتان مىسوزد، چه ناله و فريادى سر مىدهيد؟! پس چه حالى خواهيد داشت آن موقع كه بين دو طبقه از آتش قرار بگيريد در حالى كه همخوابه سنگ سوزان و همنشين شيطانيد
أَ عَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِكاً إِذَا غَضِبَ عَلَى اَلنَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ
آيا مىدانيد اگر مالك دوزخ خشمى بر آتش كند در اثر خشم او بعضى از آن آتش بعض ديگر را مىشكند و شعلهاى شعله ديگر را مىبلعد
وَ إِذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ بَيْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ
و همين كه مالك دوزخ بر آتش صيحهاى زند آن آتش به علت بىتابى در ميان درهاى دوزخ از اين طرف به آن طرف مىجهد
أَيُّهَا اَلْيَفَنُ اَلْكَبِيرُ اَلَّذِي قَدْ لَهَزَهُ اَلْقَتِيرُ كَيْفَ أَنْتَ إِذَا اِلْتَحَمَتْ أَطْوَاقُ اَلنَّارِ بِعِظَامِ اَلْأَعْنَاقِ وَ نَشِبَتِ اَلْجَوَامِعُ حَتَّى أَكَلَتْ لُحُومَ اَلسَّوَاعِدِ
اى انسان سالخوردهاى كه در اثر پيرى ناتوان گشتهاى، چه خواهى كرد آن زمانى كه طوقهاى آتشين بر گردنت بيندازند و زنجيرها دستهايت را به گردنت بند نمايد تا آن حد كه گوشت بازوها را بخورد
فَاللَّهَ اَللَّهَ مَعْشَرَ اَلْعِبَادِ وَ أَنْتُمْ سَالِمُونَ فِي اَلصِّحَّةِ قَبْلَ اَلسُّقْمِ وَ فِي اَلْفُسْحَةِ قَبْلَ اَلضِّيقِ
اى مردم بترسيد از خدا، بترسيد از خدا. هم اكنون كه بيمار نيستيد و سلامت مىباشيد گشايش برايتان هست و در تنگنا نيستيد
فَاسْعَوْا فِي فَكَاكِ رِقَابِكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُغْلَقَ رَهَائِنُهَا
و قبل از آنكه گرفتار شويد در رهايى از قيدهاى خود بكوشيد
أَسْهِرُوا عُيُونَكُمْ وَ أَضْمِرُوا بُطُونَكُمْ وَ اِسْتَعْمِلُوا أَقْدَامَكُمْ وَ أَنْفِقُوا أَمْوَالَكُمْ
شب زندهدارى كنيد، روزه بگيريد و شكم را از غذا پر نكنيد و قدمهاى خير برداريد و از اموالتان انفاق كنيد
وَ خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ لاَ تَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا
از قوت تنهايتان به جانهايتان ببخشيد و در اين كار بخل نورزيد
فَقَدْ قَالَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ إِنْ تَنْصُرُوا اَللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدٰامَكُمْ وَ قَالَ تَعَالَى مَنْ ذَا اَلَّذِي يُقْرِضُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ
چنانكه پروردگار سبحان مىفرمايد: «اگر خدا را يارى كنيد خداوند نيز شما را يارى مىكند و قدمهايتان را ثابت مىنمايد» و نيز مىفرمايد:كيست كه به خدا وام دهد، وام دادن شايسته، در نتيجه خداوند تبارك و تعالى آن را براى وى چندين برابر نمايد و براى او مزدى بزرگ خواهد بود
فَلَمْ يَسْتَنْصِرْكُمْ مِنْ ذُلٍّ وَ لَمْ يَسْتَقْرِضْكُمْ مِنْ قُلٍّ اِسْتَنْصَرَكُمْ وَ لَهُ جُنُودُ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ وَ اِسْتَقْرَضَكُمْ وَ لَهُ خَزَائِنُ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْغَنِيُّ اَلْحَمِيدُ
پروردگار از روى ذلّت از شما يارى نمىطلبد و از روى ندارى وام نمىخواهد. در حالى از شما يارى خواسته كه سپاهيان آسمانها و زمين در دست قدرت و فرمان اويند و او عزيز و حكيم است. و او در حالى از شما وام مىگيرد كه ذخاير آسمانها و زمين از آن اوست و بىنياز و ستايش شده است
وَ إِنَّمَا أَرَادَ أَنْ يَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً
پروردگار اراده كرده كه شما را آزمايش كند تا كداميك بهترين عمل را انجام دهيد
فَبَادِرُوا بِأَعْمَالِكُمْ تَكُونُوا مَعَ جِيرَانِ اَللَّهِ فِي دَارِهِ
پس براى انجام اعمال صالحه از يكديگر سبقت بگيريد تا در خانه خدا با همسايگان خدا باشيد
رَافَقَ بِهِمْ رُسُلَهُ وَ أَزَارَهُمْ مَلاَئِكَتَهُ وَ أَكْرَمَ أَسْمَاعَهُمْ أَنْ تَسْمَعَ حَسِيسَ نَارٍ أَبَداً
پيامبران خود را رفيقان آنان كرده، ملائكه را به زيارتشان فرستاده و گوشهايشان را حرمت داده تا صداى نهيب آتش دوزخ را نشنوند
وَ صَانَ أَجْسَادَهُمْ أَنْ تَلْقَى لُغُوباً وَ نَصَباً ذٰلِكَ فَضْلُ اَللّٰهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ ذُو اَلْفَضْلِ اَلْعَظِيمِ
و بدنهايشان را از رنج و آسيب امان داده و حفظ فرموده. «اين فضل پروردگار است كه به هر كه خواهد عنايت مىكند چرا كه او صاحب فضل بزرگ است
أَقُولُ مَا تَسْمَعُونَ وَ اَللّٰهُ اَلْمُسْتَعٰانُ عَلَى نَفْسِي وَ أَنْفُسِكُمْ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ اَلْوَكِيلُ
مىگويم آنچه را كه مىشنويد و از پروردگار براى خود و شما كمك مىطلبم كه او ما را كافى است و خوب وكيلى است