خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه/ ترجمه مکارم

۳۰ تیر ۱۴۰۵

يحمد اللّه و يثني على نبيه و يعظ بالتقوى حمد اللّه أَحْمَدُهُ شُكْراً لِإِنْعَامِهِ وَ أَسْتَعِينُهُ عَلَى وَظَائِفِ حُقُوقِهِ عَزِيزَ اَلْجُنْدِ عَظِيمَ اَلْمَجْدِ

حمد خداوند، تمجيد پيامبر موعظه و اندرز سخن به ميان آورده است 365 ستايش خداوند خداوند را به پاس بخشيدن نعمتهايش مى‌ستايم. و بر انجام فرمانش از او يارى مى‌جويم خداوندى كه سپاهيانش نيرومند، و مجد و عظمتش بزرك است

الثناء على النبي وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ دَعَا إِلَى طَاعَتِهِ وَ قَاهَرَ أَعْدَاءَهُ جِهَاداً عَنْ دِينِهِ لاَ يَثْنِيهِ عَنْ ذَلِكَ اِجْتِمَاعٌ عَلَى تَكْذِيبِهِ وَ اِلْتِمَاسٌ لِإِطْفَاءِ نُورِهِ

پيامبر راستين گواهى مى‌دهم كه محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده او است، انسانها را به اطاعت از حق دعوت فرمود، و با دشمنان خدا در راه دين پيكار كرد و پيروز شد، و هيچگاه هماهنگى و اتحاد دشمنانش در تكذيب و خاموش ساختن نور او، وى را از كوشش در راه آئينش باز نداشت

العظة بالتقوى فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اَللَّهِ فَإِنَّ لَهَا حَبْلاً وَثِيقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلاً مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ

اندرز به تقوا بنا بر اين تقوا پيشه كنيد كه رشته‌اى است استوار، دستگيره‌اى است محكم و قله آن پناهگاهى است مطمئن

وَ بَادِرُوا اَلْمَوْتَ وَ غَمَرَاتِهِ وَ اِمْهَدُوا لَهُ قَبْلَ حُلُولِهِ وَ أَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ فَإِنَّ اَلْغَايَةَ اَلْقِيَامَةُ وَ كَفَى بِذَلِكَ وَاعِظاً لِمَنْ عَقَلَ وَ مُعْتَبَراً لِمَنْ جَهِلَ

خود را براى مرگ و پيشامدهاى هنگام آن، پيش از فرا رسيدنش آماده سازيد، و قبل از اين كه مرگ شما را فرا گيرد آنچه لازمۀ روياروئى با آن است مهيا كنيد: چه اين كه مرگ پايان زندگى است كه منتهى به قيامت مى‌شود. و آن براى خردمندان پند و اندرز و براى جاهلان وسيلۀ عبرت است

وَ قَبْلَ بُلُوغِ اَلْغَايَةِ مَا تَعْلَمُونَ مِنْ ضِيقِ اَلْأَرْمَاسِ وَ شِدَّةِ اَلْإِبْلاَسِ وَ هَوْلِ اَلْمُطَّلَعِ وَ رَوْعَاتِ اَلْفَزَعِ وَ اِخْتِلاَفِ اَلْأَضْلاَعِ وَ اِسْتِكَاكِ اَلْأَسْمَاعِ وَ ظُلْمَةِ اَللَّحْدِ وَ خِيفَةِ اَلْوَعْدِ وَ غَمِّ اَلضَّرِيحِ وَ رَدْمِ اَلصَّفِيحِ

(آرى) پيش از فرا رسيدنش خويش را مهيا كنيد براى آنچه آگاهى داريد از: تنگى قبرها، شدت غم و اندوه، ترس از قيامت، بيمهاى مكرر، به هم ريختن و درهم فرو رفتن استخوانها، كر شدن گوشها، تاريكى لحد، وحشت از آينده، غم و اندوه در تنگناى گور و پوشاندن آن از سنگ و خاك

فَاللَّهَ اَللَّهَ عِبَادَ اَللَّهِ فَإِنَّ اَلدُّنْيَا مَاضِيَةٌ بِكُمْ عَلَى سَنَنٍ وَ أَنْتُمْ وَ اَلسَّاعَةُ فِي قَرَنٍ وَ كَأَنَّهَا قَدْ جَاءَتْ بِأَشْرَاطِهَا وَ أَزِفَتْ بِأَفْرَاطِهَا وَ وَقَفَتْ بِكُمْ عَلَى صِرَاطِهَا وَ كَأَنَّهَا قَدْ أَشْرَفَتْ بِزَلاَزِلِهَا وَ أَنَاخَتْ بِكَلاَكِلِهَا

زنهار! زنهار! شما را به خدا اى بندگان خدا دنيا با روش مخصوص خود بر شما خواهد گذشت، رشته شما و قيامت بهم پيوسته، و گويا علامتهاى آن فرا رسيده و با تمام بلاها و نشانه‌هايش نزديك شده است، گوئى شما را در طريق خود متوقف ساخته، زلزله - هايش در شرف وقوع است و سينه بر زمين گذارده

وَ اِنْصَرَمَتِ اَلدُّنْيَا بِأَهْلِهَا وَ أَخْرَجَتْهُمْ مِنْ حِضْنِهَا

دنيا از اهل خويش بريده و آنها را از آغوش گرم خود خارج ساخته است

فَكَانَتْ كَيَوْمٍ مَضَى أَوْ شَهْرٍ اِنْقَضَى وَ صَارَ جَدِيدُهَا رَثّاً وَ سَمِينُهَا غَثّاً فِي مَوْقِفٍ ضَنْكِ اَلْمَقَامِ وَ أُمُورٍ مُشْتَبِهَةٍ عِظَامٍ وَ نَارٍ شَدِيدٍ كَلَبُهَا عَالٍ لَجَبُهَا سَاطِعٍ لَهَبُهَا مُتَغَيِّظٍ زَفِيرُهَا

زندگى بر آنان (كه رفتند) چون روزى بود كه گذشت و يا ماهى كه سپرى شد... تازه‌هاى آن كهنه شده، و فربه‌هايش لاغر گرديده در جايگاهى تنگ، در ميان مشكلاتى بزرك، آتشى پر شور، كه صداى زبانه‌هايش وحشتزا و شراره‌هايش تا دل آسمان زبانه مى‌كشد، غرشش پر هيجان

مُتَأَجِّجٍ سَعِيرُهَا بَعِيدٍ خُمُودُهَا ذَاكٍ وُقُودُهَا مَخُوفٍ وَعِيدُهَا عَمٍ قَرَارُهَا مُظْلِمَةٍ أَقْطَارُهَا حَامِيَةٍ قُدُورُهَا فَظِيعَةٍ أُمُورُهَا

فروزنده و گدازنده و خاموشيش بسيار دور، آتشگيره‌اش مشتعل، تهديدش خوف‌ناك، قرارگاهش تاريگ، اطراف و جوانبش تيره و ظلمانى، ديگ‌هاى جوشانش سخت داغ، و اوضاعش سخت وحشتناك (اين جايگاه گناهكاران است

وَ سِيقَ اَلَّذِينَ اِتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى اَلْجَنَّةِ زُمَراً قَدْ أُمِنَ اَلْعَذَابُ وَ اِنْقَطَعَ اَلْعِتَابُ وَ زُحْزِحُوا عَنِ اَلنَّارِ وَ اِطْمَأَنَّتْ بِهِمُ اَلدَّارُ وَ رَضُوا اَلْمَثْوَى وَ اَلْقَرَارَ اَلَّذِينَ كَانَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي اَلدُّنْيَا زَاكِيَةً وَ أَعْيُنُهُمْ بَاكِيَةً

(اما) «پرهيزكاران را گروه، گروه بسوى بهشت رهنمون مى‌شوند» از كيفر و عذاب ايمنند، و از سرزنش‌ها آسوده، و از آتش بر كنارند، در خانه‌هاى مطمئن قرار گرفته، و از اين قرارگاه خشنودند، اينها كسانى هستند كه در دنيا كردارشان پاك، چشمانشان گريان

وَ كَانَ لَيْلُهُمْ فِي دُنْيَاهُمْ نَهَاراً تَخَشُّعاً وَ اِسْتِغْفَارًا وَ كَانَ نَهَارُهُمْ لَيْلاً تَوَحُّشاً وَ اِنْقِطَاعاً

شبهايشان در دنيا در اثر خشوع و استغفار روز، و روزشان از بيم (گناه) شب بوده است

فَجَعَلَ اَللَّهُ لَهُمُ اَلْجَنَّةَ مَآباً وَ اَلْجَزَاءَ ثَوَاباً وَ كٰانُوا أَحَقَّ بِهٰا وَ أَهْلَهٰا فِي مُلْكٍ دَائِمٍ وَ نَعِيمٍ قَائِمٍ

و خداوند بهشت را سر منزل (شادمانى آنها) قرار داده است، آنها سزاوار اين نعمت و شايسته آن بودند و در اين خانۀ جاودانى، در ميان نعمتهاى پايدار و نابود نشدنى قرار خواهند داشت

فَارْعَوْا عِبَادَ اَللَّهِ مَا بِرِعَايَتِهِ يَفُوزُ فَائِزُكُمْ وَ بِإِضَاعَتِهِ يَخْسَرُ مُبْطِلُكُمْ وَ بَادِرُوا آجَالَكُمْ بِأَعْمَالِكُمْ فَإِنَّكُمْ مُرْتَهَنُونَ بِمَا أَسْلَفْتُمْ وَ مَدِينُونَ بِمَا قَدَّمْتُمْ

بنا بر اين اى بندگان خدا! مراقب چيزى باشيد كه رستگاران با رعايتش به رستگارى رسيدند و تبهكاران با ضايع ساختنش در خسران و زيان قرار گرفتند. پيش از آنكه مرگتان فرا رسد خويش را با اعمالتان آماده سازيد چه اين كه شما در گرو كارهائى هستيد كه پيشتر انجام داده‌ايد، و مديون كردارى هستيد كه از پيش فرستاده‌ايد

وَ كَأَنْ قَدْ نَزَلَ بِكُمُ اَلْمَخُوفُ فَلاَ رَجْعَةً تَنَالُونَ وَ لاَ عَثْرَةً تُقَالُونَ اِسْتَعْمَلَنَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَةِ رَسُولِهِ وَ عَفَا عَنَّا وَ عَنْكُمْ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِ

(از هم اكنون) فكر كنيد مرگ وحشتناك به شما حمله آورده و ديگر بازگشتى نيست، و از لغزشها نمى‌توان پوزش خواست. خداوند ما و شما را در راه اطاعت خود و پيامبرش وا دارد و از ما و شما بفضل و رحمتش بگذرد

اِلْزَمُوا اَلْأَرْضَ وَ اِصْبِرُوا عَلَى اَلْبَلاَءِ وَ لاَ تُحَرِّكُوا بِأَيْدِيكُمْ وَ سُيُوفِكُمْ فِي هَوَى أَلْسِنَتِكُمْ وَ لاَ تَسْتَعْجِلُوا بِمَا لَمْ يُعَجِّلْهُ اَللَّهُ لَكُمْ

بر جاى خود بايستيد! (و بدون اجازه دست به نبردى مبريد) در برابر بلاها و مشكلات استقامت ورزيد، شمشيرهايتان را در راه هوا و هوس و كلماتى كه از زبانتان بيرون مى‌آيد به كار نيندازيد، و در بارۀ آن چه خداوند تعجيل آن را لازم ندانسته شتاب مكنيد

فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ مَاتَ شَهِيداً وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اَللّٰهِ وَ اِسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ وَ قَامَتِ اَلنِّيَّةُ مَقَامَ إِصْلاَتِهِ لِسَيْفِهِ فَإِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ مُدَّةً وَ أَجَلاً

زيرا آن كس از شما كه در بستر خويش بميرد، ولى بطور شايسته معرفت خدا و پيامبر و اهل بيتش را داشته باشد «شهيد» از دنيا رفته، و اجر و پاداشش بر خدا است. و ثواب اعمال شايسته‌اى را كه قصد انجام آن را داشته است مى‌برد، و نيتش، جانشين ضربات شمشيرش قرار مى‌گيرد، (اين سخن را به اين خاطر مى‌گويم كه) هر چيزى وقت مشخصى دارد و سر آمدى معين

ترجمه های خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه